رهگذراي در مسير بادها

خسته از تكرار و از بيدادها

رهگذراي همنواي خوب ما

بودنت تنها دليل بود ما

رهگذر، تو مرهم قلب و دل خستوي ما

وارث ايل و تبار و اعتبار كوي ما

سهم تو يك آسمان ياس سپيد

صد هزاران نسترن با بوي سيب

چون تو هستي فارغ از ماه مَهيم

از فروغت روشن است پستوي ما

آسمان تيره ي شب هاي ما

با وجودت روشن است اي خوب ما

بي تو سنگين در گذار است عمر جان فرسوي ما

گه گداري رو بچرخان سوي ما اي خوب ما

با تو هردم زندگي رنگ و جلايي ناب داشت

بي تو بي نقش و نگار است آسمان كوي ما

چون رخ مهتاب در مشق سياه آسمان

پرتو نوري فكن در جاده‌ي كم سوي ما

خوب ما اي وارث آبا و اجدادي ما

اي تو شاهدخت دلاور مرد والا خوي ما

طينت پاكت دليل محكم همچو سرو آزادگي

از براي تشَ و تيرَ و دولت منصور ما

"شاد باش"

"شادباش"

" اي عشق خوش سوداي ما"

 یعقوب نادری/اسفند/۹۲